به خاطر پدرم

متن مرتبط با «هیچ تنها و غریبی» در سایت به خاطر پدرم نوشته شده است

آنچه باید درباره هیچ! بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «هیچ!» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بسيار پيش مي آيد كه مي بينيم حتي در خلوت ترين خلوتهامان هم، زمزمه ها و فكرهايمان، متاثر از "ديگري" به ظاهر فراموش شده اي است كه روزگاري پيش، چند صباحي را با او سپري كرده ايم.من كتاب مي خوانم، اما كسي را داشته ام كه وقتي بود، شا...

    ادامه مطلب
  • ماجرای چگونه بودن شک هولناک و درد انگیزی است! دکتر شریعتی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «چگونه بودن شک هولناک و درد انگیزی است! دکتر شریعتی» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. «تمام کردن» درجایی که فکرش را نمیکنی، در وقتی که فکرش را نمیکنی اتفاق میافتد !نه پس از یک دعوای سخت یا قهر طولانینه در اتاق مشاور خانواده یا روانکاونه در زمانی که از نفرت سرشاری یا از خشم ...

    ادامه مطلب
  • رویا؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «رویا» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. روزها و شب های زیادی تو اتاقم میشینم، می ایستم، فکر می کنم به تو؛به تضاد های حرف های تو، به تضادهای این دنیا، نمی دونم کابوسه یا رویا، واقعیته یا خیال، هستی یا نیستی!میرم کنار پنجره، ماشین ها میان و میرن، چراغ ها خاموش و روشن میشن، از ...

    ادامه مطلب
  • فقط می نویسم بیا... در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «فقط می نویسم بیا...» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. هرگز گمان نکن که اين واژه رادر وادي آوازهاي من خواهي شنيدتنها مي نويسم بيابيا و لحظه يي کنار فانوس نفس هاي من آرام بگيرنگاه کنساعت از سکوت ترانه هم گذشته استاگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبودساعتي پيشاين انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره ای مهربان تر از برگ / در بوسه های باران بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «ای مهربان تر از برگ / در بوسه های باران» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بی توحتی باران همبوی تشنگی می دهدگـاهــــی لال مـــی شود آدمحـرف داردولـــی کلمه نـدارد ...خسته‌ام ری‌را! می‌آیی همسفرم شوی؟ گفتگوی میان راه بهتر از تماشای باران است توی راه از پوزش پروانه سخن...

    ادامه مطلب
  • بازپاییز است و در راهند آن دژخیم و داس!؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «بازپاییز است و در راهند آن دژخیم و داس!» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من دلم وبلاگ خودتو می خواست اگرچه منم دلم وبلاگ خودمو میخواست  و بارها پشیمون شدم از عجله ای که کردم اما این وبلاگ  هم برام خیلی عزیز هستوبلاگی که در آستانه  ماه مهر از جوشش مهربانی یک دوست در دلم جوا...

    ادامه مطلب
  • فقط می نویسم بیا...

  • نیلوبلاگ

    التماست نمي کنم هرگز گمان نکن که اين واژه را در وادي آوازهاي من خواهي شنيد تنها مي نويسم بيا بيا و لحظه يي کنار فانوس نفس هاي من آرام بگير نگاه کن ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود ساعتي پيش اين انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب هاي تو مي سپردم حال هم به چراغ همين کوچه ي کوتاه مان قسم بارش قطره يي از ابر باراني نگاهم کافي ست تا از تنگه ي تولد ترانه طلوع کني اما تو را به جان نفس هاي نرم کبوتران هره نشين بيا و امشب را بي واسطه ي سکسکه هاي گريه کنارم باش مگر چه مي شود يکبار بي پوشش پرده ي باران تماشايت کنم ؟ ها ؟ چه مي شود ؟ ...

    ادامه مطلب
  • ای مهربان تر از برگ / در بوسه های باران

  • نیلوبلاگ

    بی تو حتی باران هم بوی تشنگی می دهد گـاهــــی لال مـــی شود آدم حـرف دارد ولـــی کلمه نـدارد ... خستهام ریرا! میآیی همسفرم شوی؟ گفتگوی میان راه بهتر از تماشای باران است توی راه از پوزش پروانه سخن میگوئیم توی راه خوابهامان را برای بابونههای درّهای دور تعریف میکنیم باران هم که بیاید هی خیس از خندههای دور از آدمی، میخندیم، بعد هم به راهی میرویم که سهم ترانه و تبسم است مشکلی پیش نمیآید کاری به کار ما ندارند ریرا، نه کِرمِ شبتاب و نه کژدمِ زرد... سیدعلی_صالحی...

    ادامه مطلب
  • بازپاییز است و در راهند آن دژخیم و داس!

  • نیلوبلاگ

    چندشب پیش سمانه برام پیام داد که اومدم وبلاگت دلم گرفت . ی جوریه ! من دلم وبلاگ خودتو می خواست اگرچه منم دلم وبلاگ خودمو میخواست و بارها پشیمون شدم از عجله ای که کردم اما این وبلاگ هم برام خیلی عزیز هست وبلاگی که در آستانه ماه مهر از جوشش مهربانی یک دوست در دلم جوانه زد و به قول فریدون مشیری امیدوارم کرد به سرزدن مهر در پهنه ی قلب نیلی گل! اما آبان این ماه سردمهر نامهربان همیشه برای من یادآور نبودن ها و کوچ کردن ها بوده این روزها هم که یاداور روزهای دلتنگی و خاطرات تلخ گذشته است اجباری ناخواسته اضافه شده ومن مجبورم علیرغم میلم برای مدتی از این جا دور باشم به رسم عهدی که در روز تولد این وبلاگ نوشته شد این اخرین نوشته هم تقدیم خالق اشک مهتاب همچنان به پاس اعتماد و محبت بی دریغش تمام وسعت قلمرو...

    ادامه مطلب
  • رویا

  • نیلوبلاگ

    روزها و شب های زیادی تو اتاقم میشینم، می ایستم، فکر می کنم به تو؛ به تضاد های حرف های تو، به تضادهای این دنیا، نمی دونم کابوسه یا رویا، واقعیته یا خیال، هستی یا نیستی! میرم کنار پنجره، ماشین ها میان و میرن، چراغ ها خاموش و روشن میشن، از این همه تضاد تب و لرز میگیرم! پرده ها رو میکشم، میرم سمت آیینه، ساعت ها به لبخند شکسته ام خیره میشم؛ لبخندی که خیلی وقته خیلی چیزها رو فهمیده، لبخندم صادقانه ترین تضاد دنیاست! هنگامی که باران پیانو می نوازد / #روزبه_معین...

    ادامه مطلب
  • هیچ!

  • نیلوبلاگ

    با رفتن هر آدمي، بخشي از كيفيت سبك زندگي ما تغيير مي كند. بسيار پيش مي آيد كه مي بينيم حتي در خلوت ترين خلوتهامان هم، زمزمه ها و فكرهايمان، متاثر از "ديگري" به ظاهر فراموش شده اي است كه روزگاري پيش، چند صباحي را با او سپري كرده ايم. من كتاب مي خوانم، اما كسي را داشته ام كه وقتي بود، شايد به خاطر همان بودنش، بيشتر و ديوانه وارتر كتاب مي خواندم من فيلم مي بينم اما كسي در گوشه اي از زندگي ام بوده است كه فيلم ديدن در كنارش معنا و مفهوم ديگري داشته است. من قهوه مي خورم، اما همنشيني كسي را تجربه كرده ام كه نوشيدن قهوه با او طعم ديگري داشته است. من احتمالا باز ه...

    ادامه مطلب
  • روزهای بی شعر

  • نیلوبلاگ

    روزهایی که شعری از من به دستت نمی رسد نگران نشو در خودم گم شده ام هیچ کجا نیستم حتی کنار خودم با هیچکس نیستم حتی باخودم گم شده ام پیدا میشوم برمیگردم نگران نشو..... امیر اخوان ...

    ادامه مطلب
  • دیوانه!

  • نیلوبلاگ

    دیوانه نمی گوید دوستت دارم دیوانه می رود تمام دوست داشتن را به هر جان کندنی جمع می کند از هر دری می زند زیر بغل می ریزد پای کسی که قرار نیست بفهمد دوستش دارد... مهدیه لطیفی...

    ادامه مطلب
  • بوی مهر

  • نیلوبلاگ

    بوي دلتنگي پاييز وزيدست ولي... اولين موسم اين فصل مگر"مهر" نبود؟! مجتبی قندالی...

    ادامه مطلب
  • درپس درهای شیشه ای رویاها... یک نیلوفر روییده بود

  • نیلوبلاگ

    همه گفتند: از نرفتن خواهی گندید! برو فراموش کن! اما نیلوفر جایزه ایستادگی مرداب بود!...

    ادامه مطلب
  • بیا متفاوت باشیم

  • نیلوبلاگ

    نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش_ نامه شماره 34 همسفر! در این راه طولانی که ما بیخبریم و چون باد میگذرد بگذار خرده اختلافهایمان با هم باقی بماند خواهش میکنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقهمان یکی و رویاهامان یکی. همسفر بودن و همهدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست. و ...

    ادامه مطلب
  • خیلی دور خیلی نزدیک...

  • نیلوبلاگ

    مرا دل برکندن از این خاک دل برکندن از جان است....مرا با برگ برگ این چمن پیوند پنهان استنمی خواستم این کارو بکنم . دوست داشتم تا صبح بنویسم. دوست داشت چند روز به خودم فرصت بدم ولی چاره ای نیستاینجا رو دوست داشتمآدمهایی که میومدن اینجا و بهم کمک کردن تاریک ترین شبای زندگیم بگذره چه اونایی که هستن چه اونایی که نیستن برای همیشه در بهترین نقطه ی قلبم باقی می موننوقتش رسیده این وبلاگ مثل ی سحابی بره و برای همیشه استراحت کنهشاید قسمت این بوده!برای جمع کردنش استخاره کردم آیه 64 سوره یوسف اومدقَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ ...

    ادامه مطلب
  • در پشیمانی خود غوطه ورم!

  • نیلوبلاگ

    outputهایی که گرفتم هیچکدوم باز نشد و من مجبورم به انجام دوبارهبا spss23زیاد نگرانی نداره چون دستم الان تند شده و به راحتی متغیر تعریف می کنمو آزمون می گیرماما خب چیزی که ناراحتم می کنه اینه!من خیلی لخ لخانه دارم با دنیا برخورد می کنم . این تحقیق از روی تحقیق قبلی انجام شد با تکیه به اسناد و مدارک اون و من حتی در این مدت یک ساعت هم وقت نذاشتم ببینم چی نوشتم.الان ناباورانه نگاهش می کنم و از خودم می پرسم این کار منه در اون شرایطی که وقت سر خاروندن هم نداشتم؟ من از ی جایی به بعد بریدم . یادمه ی دوستی مهندس مکانیک بود همین جا برام کامنتی گذاشت که دنیا منتظ...

    ادامه مطلب
  • در آن دور دست بعید!!!! که هر معنا قالب لفظ را وا می گذارد!!!

  • نیلوبلاگ

    مرا کم دوست داشته باش! اما همیشه دوست داشته باش... این وزن آواز من است کمتر دوستم بدار! تا عشقت ناگهان به پایان نرسد من به کم هم قانعم و اگر عشق تو اندک، اما صادقانه باشد من راضی ام دوستی پایدار، از هر چیزی بالاتر است بگو تا زمانی که زنده ای، دوستم داری! و من تمام عشق خود را به تو پیشکش می کنم... هوا ابری شده بازم!!!! ...

    ادامه مطلب
  • آرزو

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفت. منتظر بودم شاید امروز خبری ازش بشه. اما گفت که بازم نبوده اون روزا که هنوز به فضای اونجا عادت نداشتم هر پنجشنبه ی سرمونی کامل بود. گل، شمع ، عود و... پسر حاج آقا هم دست کمی از مانداشت . اونجا رو حسابیخوشگل کرده بود تا اینکه کم کم فهمیدم گلامونو می دزدن و بعد این شهردار بیکار، با گرفتن این همه هزینه اومد و همه چی رو برباد داد. چراغا،نیمکتا، همه چی... بدون اینکه به آرامش دیگران ذره ای فکر کنه واگه خودش نمی تونه کاری کنه حداقل بذاره مردم خودشون ی کاری کنن.همون اولین روزا، ی خانوم ی کم تپل و پیر ، عصا کوبون، بی هیچ دلیل اومد و بغلم کرد و حال و...

    ادامه مطلب