به خاطر پدرم

متن مرتبط با «آرزو نیکبین» در سایت به خاطر پدرم نوشته شده است

آرزو

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفت. منتظر بودم شاید امروز خبری ازش بشه. اما گفت که بازم نبوده اون روزا که هنوز به فضای اونجا عادت نداشتم هر پنجشنبه ی سرمونی کامل بود. گل، شمع ، عود و... پسر حاج آقا هم دست کمی از مانداشت . اونجا رو حسابیخوشگل کرده بود تا اینکه کم کم فهمیدم گلامونو می دزدن و بعد این شهردار بیکار، با گرفتن این همه هزینه اومد و همه چی رو برباد داد. چراغا،نیمکتا، همه چی... بدون اینکه به آرامش دیگران ذره ای فکر کنه واگه خودش نمی تونه کاری کنه حداقل بذاره مردم خودشون ی کاری کنن.همون اولین روزا، ی خانوم ی کم تپل و پیر ، عصا کوبون، بی هیچ دلیل اومد و بغلم کرد و حال و...

    ادامه مطلب